میخوام به عنوان یک آدم تازه کار کمی از برنامه نویسی بهتون بگم. اینکه برنامه نویسی چی هست و برای برنامه نویس شدن چه چیز هایی نیاز داریم و از اینجور چیزا.
اولین باری که واژه برنامه نویسی رو شنیدم شاید 12-13 ساله بودم. تو اون سالها دوست داشتم از همه ی کامپیوتر سر در بیارم. بیشتر به انیمیشن سازی سازی رو دوست داشتم ولی خب بدم نمیومد در مورد برنامه نویسی بدونم.
تصورم از برنامه نویسی فقط هک بود. اینکه برنامه نویسی رو یاد میگیرم و بعدش می تونم هک کنم. اون سالا هر موقع می رفتیم شهر یه کتاب در مورد کامپیوتر می گرفتیم. چند تا کتاب مظاهر علیپور توی خونه داشتیم از جمله کتاب کامپیوتر آموزش در مسیر اشتغالش که خیلی چیزا رو از اون کتاب یاد می گرفتیم.
هیچ موقع هم تصور نمی کردم که روزی برنامه نویسی رو واقعا یاد بگیریم. همیشه آرزو داشتم و منتظر بودم که در یک فرصت مناسب یک آموزش رو پیگیری کنم ولی این اتفاق تا قبل از رفتن به دانشگاه تقریبا هیچ وقت نیفتاد. چندین بار کتاب و پی دی اف برنامه نویسی رو دانلود کردم ولی یا شروع نمی کردم یا هم همون اول کار هیچی ازش نمی فهمیدم و می رفتم سراغ یک کار دیگه.
سال ها بود که برنامه نویسی فراموش کرده بودم تا ترم یک دانشگاه که اولین درس برنامه نویسی داشتیم. قرار بود با زبان c برنامه نویسی کنیم.
تازه داشتم می فهمیدم که برنامه نویسی چی هست اما درک موارد مختلف برام سخت بود. درک کرده بودم که برنامه نویسی یعنی حرف زدن با کامپیوتر. یعنی دستور دادن به کامپیوتر و گرفتن نتیجه از اون. اما یاد گیری زبان حرف زدن با کامپیوتر زیاد اسون نبود برای من.
تا اواخر ترم یک فقط می رفتم سرکلاس اما هیچی از برنامه نویسی c در نیاوردم. نزدیکای امتحان بود که زنگ زدم به برادرم که بهم برنامه نویسی یاد بده از طریق تلفن. یادمه که بسته های 500 تومانی مکالمه شبانه می گرفتم از ساعت 11 شب تا 7 صبح می تونسیم رایگان حرف بزنیم و ما از 11 شب شروع می کردیم به آموزش برنامه نویسی c.
در اون بین هم هی من متوجه نمی شدم و کلی عصبی می شدیم و بحث و دعوا می کردیم تا بلاخره جرقه برنامه نویسی تو ذهن من خورد و گام اول برام روشن شد.
به همین خاطر هست که متوجه شدم برنامه نویسی رو باید شروع کرد و خیلی طبیعی هست که اولش اصلا درک نکنیم چی به چیه ولی کم کم متوجه می شیم.
طی یک هفته مفاهیمی مثل متغییر، دستور شرطی و حلقه ها رو درک کردم و تونستم تمرین ها و مثال ها رو حل کنم.
روز امتحان با اعتماد بنفس بالا رفتم و با نمره 20 از امتحان تئوری اومدم بیرون. چراغ برنامه نویسی برام روشن شده بود.
الان دیگه می دونستم مفهوم متغییر که میگن خانه های کوچک در حافظه رم سیستم هست که اطلاعات رو به صورت موقت ذخیره می کنه یعنی چی.
می تونستم درک کنم که دستور if چطور یک عبارت شرطی رو بررسی می کنه و درصورت درست بودن شرط دستور درون بلوک if رو اجرا میکنه و درصورت غلط بودن دستور داخل بلوک else.
در مطالب بعدی این داستان رو ادامه میدم.

