قبلا در یکی از مطالب وبلاگم به نام شروع بخشی با نام آموزش برنامه نویسی به این موضوع اشاره کرده بودم که یاد دادن درس به همکلاسی هام و دانش آموز های کوچک تر از خودم باعث شده بود که من جز شاگرد های برتر کلاس باشم.
در این مطلب قصد دارم اندیشه های خودم را در مورد فواید یاد دادن بنویسم. شاید تلنگری باشه که هر مطلبی را که یاد میگیرم اینجا بنویسم.
مدتیست که کتاب میخوانم. البته این کار جز لاینفک زندگی من نیست و کتاب هنوز هم یک تفریح ساده برای من است. اما چالشی که من با کتاب دارم این هست که خیلی زود مطالب کتاب را فراموش می کنم.
گاهی حتی تعجب میکنم که چرا یک مطلب کتاب که من را قانع کرده رفتاری رو انجام بدم باعث نمیشه اون رفتار در من شکل بگیره و در زندگی واقعی انجام بدم؟!
فکر میکنم یاددادن مطالبی که یاد گرفتم ( بخصوص اگر تازه یادش گرفته باشم) می تونه در پیدا کردن جایگاه ذهنی آن مطلب مفید باشه.
فرض کنید من امروز یک مطلب ریاضی رو یاد گرفتم. این مطلب توی ذهن من هست ولی اگر از اون استفاده ای نکنم خیلی زود فراموش خواهم کرد.
ولی اگر این مطلب رو به کسی یاد دادم شاید بهتر در ذهن بماند. علاوه بر این معمولا زمانی که یک مطلب رو یاد میگیریم کامل و بی نقص یاد نمی گیریم.
بسیاری از جزئیات آن از ذهنمان می پرد و خیلی مطالب نیز با بی دقتی از کنارش رد میشویم.
ولی زمانی که شروع به آموزش آن مطلب میکنیم فرصتی دوباره است که به جزئیات مطلب توجه کنیم.
خیلی اوقات شخصی که در حال آموزش دیدن از ماست ممکنه سوالی مطرح کنه که باعث بشه اندیشه ما بهتر و بیشتر در مورد مطلب جدیدی که آموختیم قانع بشه.
یکی دیگر از فواید آموزش دادن این هست که زمانی که ما میخواهیم مطلب رو به شخصی انتقال بدیم که از آن مطلب آگاهی ندارد، مطالب رو به صورت سلسله ای و پله به پله در ذهنمان می چینیم و این باعث میشود خودمان هم بهتر متوجه موضوع شویم.
آموزش دادن کار خیلی راحتی نیست و نیازمند فکر کردن و پیدا کردن مثال های کاربردی و همچنین مستلزم تمرین است.
این تمرین ها می تواند به ما کمک کند تا بهتر آموزش دهیم و در کنارش بهتر یاد بگیریم.
سعی می کنم هر شب یک موضوع که یاد گرفتم رو در وبلاگم بنویسم. ( هرچند کوتاه )

