Php & JavaScript & Wordpress Developer

همه کاره، هیچکارست…

کمال-گرایی

یکی از مشکلات اساسی که باعث میشه ما به اهدافی که در سر داریم نرسیم کمال گراییه. کمال گرایی به معنی اینکه من دوست دارم بهترین باشم. اینکه دوست داشته باشیم بهترین باشیم صفت بدی نیست اما اگر کنترل شده نباشه بجای اینکه به ما انگیزه بده و یا کمکمون کنه بیشتر باعث بی تحرکی و بی انگیزگی میشه.

کمال گرایی نشانه های مختلفی داره. اول اینکه آدم دوست داره در مقایسه با بقیه بهتر باشه. به همین خاطر مدام خودش رو با بقیه مقایسه میکنه و اگه جایی احساس کنه که بهترین نیست یا اصلا توی اون حوزه وارد نمیشه یا شاید هم شروع کنه به تخریب بقیه که مثلا فلانی که از من بهتره دلیلش اینه که فلان تخلف رو انجام میده.

آدم کمال گرا دوست داره مهارت های زیادی داشته باشه و دوست داره توی همه ی مهارت هاش هم بهترین باشه. من خودم خیلی دوست داره انواع زبان های برنامه نویسی رو یاد بگیریم و تجربه بهم نشون داده که نمیشه همه ی زبان های برنامه نویسی رو یاد گرفت.

زمانی بود که درگیر یادگیری چند مهارت به صورت همزمان بودم و تصور میکردم اگه در کنار هم چند مهارت رو یاد بگیرم خیلی سریع تر به اهدافی که دارم می رسم ولی چند مدت بعد متوجه شدم که دلیل کند شدن پیشرفتم دقیقا همین موضوع بود که داشتم چند مورد رو باهم یاد میگرفتم و بعد از اون تصمیم گرفتم مهارت های مورد نظرم رو اولویت بندی کنم و به ترتیب اولویت پیش برم.

ما میزان محدودی انرژی برای انجام کار داریم و وقتی انرژیمون رو بین دو یا چند کار تقسیم میکنیم دقیقا مثل اینه که ما 100 هزار تومان پول داریم و میخوایم همزمان با 100 هزارتومان سه کالای 90 هزار تومانی بخریم. قاعدتا چنین چیزی امکان پذیر نیست و به همین دلیل ما شروع میکنیم به فریب دادن خودمون. میایم و با خودمون میگیم که 100 هزار رو به 3 قسمت تقسیم میکنم و از هر کالا مقداری ازش خریداری میکنم که این در عمال باعث میشه ما سه تا کالای ناقص داشته باشیم که به هیچ کارمون نیاد.

برای حل این موضوع راهکار های زیادی وجود داره ولی مهمترین و ساده ترین چیز اینه که بپذیریم ما قرار نیست به هرچیزی که دوست داریم برسیم.فرق بین آدم بالغ با کودک در اینه که آدم بالغ میفهمه که قرار نیست هر چیزی که دلش خواست رو به دست بیاره ولی کودک تا عروسکی براش خریده نشد شروع میکنه به گریه کردن و داد و بی داد کردن تا اون رو به دست بیاره.

کار سختی که ما داریم گذشتن از اهدافی هست که واقعا دوستشون داریم. ولی باید بپذیریم که این هدف در حال حاضر اولویت من نیست. مثلا من خودم خیلی دوست دارم ورزش کنم و قدرت بدنی زیادی داشته باشم ولی در حال حاضر چنین چیزی برای من امکان پذیر نیست چون دارم روی زبان برنامه نویسی و زبان انگلیسی خودم کار میکنم و واقعا بیشتر از این نمیتونم هدفی برای خودم بذارم. شاید در آینده بعد از اینکه تکلیف زبان انگلیسی در سطحی که میخوام مشخص شد و به اون رسیدم یا اینکه اصلا منصرف شدم از ادامه دادنش، میتونم دوباره به هدف ورزش کردن فکر کنم. و اینکه یه واقعیت دیگه هم وجود داره اینکه سن من داره میره بالا و به احتمال خیلی زیاد دیگه نمیتونم به صورت حرفه ای ورزش کنم و من باید این رو بپذیرم که قرار نیست به هرچیزی که دوست دارم برسم.

از یه محمدرضا شعبانعلی شنیدم که میگفت پیامبر فرموده: “اگه شما فقط یک چیز رو از خدا بخواهید من پیامبر تضمین میکنم که خدا خواسته شما رو برآورده میکنه”. ( البته در پرانتز بگم که ایشون گفتن که صحت سند این روایت رو نمی دونن و من هم سندش رو بررسی نکردم ولی بنظرم حتی اگه این سخن از پیامبر نباشه سخن جالب و قابل تاملی هست.)

خلاصه ی کلام اینکه بنظر من کمال گرایی هزینش از فایده ش بیشتره و باید تلاش کنیم که کمتر کمال گرا باشیم.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =