Php & JavaScript & Wordpress Developer

لذت سخت کوشی

لذت سخت کوشی

توی وبلاگ قبلیم مطلبی داشتم به اسم موهبت خستگی. توی اون مطلب توضیح داده بودم که خستگی می تونه احساس خیلی خوبی به ما بده و طرز فکرم رو درباره خستگی حاصل از سخت کار کردن گفته بودم.

من کسی هستم که با یک پیش فرض اشتباه بزرگ شده ام. مثل خیلی از افراد دیگه. تصور من در کودکی این بود که آدم باید همیشه راحت باشه. ادم باید تلاش کنه تا شغلی ساده و راحت داشته باشه. شغلی که خستگی فیزیکی و ذهنی نداشته باشه.

فکر می کنم این جمله رو همه ماهایی که سنمون نزدیک به 30 سال هست شنیده باشیم: ” درس بخون تا مثل من حمال نشی.” یا فلانی رو ببین با یه تماس میلیاد میلیارد پول میاد تو حسابش. این جملات توی ذهن ما توقع اشتباهی ایجاد کرده که نباید کار کرد و نباید خسته شد و هرکسی که خسته میشه قطعا مسیر زندگی رو داره اشتباه میره.

ولی واقعیت این نیست. اگه به طبیعت بدنمون توجه کنیم خیلی زود متوجه میشیم که وقتی داریم از انجام یک کار با ارزش خسته میشیم و احساس خیلی خوبی بهمون دست میده. من این حس رو چندین بار تجربه کردم. مثلا بعد از یک مراسم دیدم چند نفر مشغول جمع آوری آشغال هایی هستن که یه عده ریخته بودن زیر پا و من هم رفتم بهشون کمک کردم و احساس خیلی خوب داشتم از مشارکت در اون کار. کمی خسته شدم ولی با وجود خستگی باز هم این حس خوب رو داشتم.

وقتی احساس کنیم که کار مفیدی داریم انجام می دیم توی اون کار هرچقدر بیشتر خسته می شیم احساس بهتری داریم.

دوست دارم در آینده بیشتر این حس سخت کوشی رو تجربه کنم ولی حواسم به بعضی موارد هست. اگه آدم یهو جوگیر بشه و بخواد یهویی از فردا بشه همون آدم سخت کوش و منظم افسانه ای به احتمال خیلی زیاد شکست سختی در انتظارش هست. چرا که بدن ما کم کم تغییر میکنه و اگه یهویی بخوایم تغییریی درون خودمون ایجاد کنیم یهویی هم همون رفتار ناپدید میشه.

مثل هزاران افرادی که تصمیم گرفتن از فردا سیگار یا مواد مخدر رو ترک کنند ولی دوباره به سمتش رفتن.

برداشت من از بخشی از کتاب هفت عادت این بود که ارده انسان خیلی قدرتمنده و هرکاری رو می تونه انجام بده. بر خلاف جسم ما که ظرفیت محدودی داره. مثلا قوی ترین فرد دنیا از نظر فیزیکی نهایتا میتونه 400 یا 500 کیلوگرم وزنه رو برای چند ثانیه با دستان خودش بلند کنه ولی در نهایت بیشتر این تاکنون نتونسته و ظاهرا اگه رکوردی شکسته بشه باز خیلی بیشتر از این عدد نخواهد بود.

ولی ارده میتونه خیلی کار ها رو انجام بده. ارده می تونه سال ها روی یک مسئله ریاضی کار کنه و به جواب برسه بدون گرفتن پاداش یا تشویق از کسی. ارده می تونه جرثقیلی درست کنه که نه 500 کیلوگرم بلکه 500 تن رو هم به راحتی جابه جا کنه.

ولی نکته ای که هست اینه که اراده ادم نیاز به تمرین داره. تمرین مرتب. مثل ماهیچه ای که اگه ساکن و بی حرکت باشه ضعیف میشه اراده هم دقیقا همینطوره. برای تمرین دادنش هم باید کم کم اقدام کنیم. مثلا اگه من با خودم قرار گذاشتم که وبلاگ نویسی کنم و معمولا این کار رو منظم انجام نمیدم، برای تقویت ارادم می تونم خودم رو ملزم کنم که حداقل هر دو هفته یک مطلب بنویسم و بعد از اینکه این کار رو انجام دادم کم کم بکنمش هر هفته یک مطلب و برسم به هر دو روز یک مطلب.

اشتباهه که من روز اول به خودم بگم من از امروز هر روز یک مقاله می نویسیم. چون ذهن من عادت به این کار نداره احتمالا بعد چند روز من این عمل رو ترک میکنم.

یکی از مسائل دیگه ای که امروزه وجود داره اینه که ما بسیار کم تمرکز و عجول شدیم. دوست داریم خیلی سریع به اهداف و آرزوهامون برسیم. دوست دارم چند روز دیگه افکارم در مورد این موضوع رو هم به صورت یک مطلب جداگانه بنویسم و راهکارهایی که به ذهنم میاد رو با شما به اشتراک بگذارم.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 15 =